
از نظر روانشناسی رشد و روانشناسی بالینی کودک، درد و دل کردن با کودک، بهویژه درباره مسائل بزرگسالان، اصولاً کار درستی نیست. دلیل آن به چند محور اصلی مربوط میشود:
۱- کودک هنوز ابزار روانی لازم برای درک مسائل بزرگسالان را ندارد
کودکان به دلیل رشد ناقص مغز پیشپیشپیشانی (prefrontal cortex) و نداشتن تجربه زندگی، نمیتوانند مسائل پیچیده عاطفی، مالی، یا بینفردی را بهدرستی درک یا تحلیل کنند. وقتی والدین درد و دل میکنند، کودک ممکن است احساس گناه، اضطراب یا مسئولیت کند، بدون اینکه توان حل موضوع را داشته باشد.
۲- نقشهای خانوادگی به هم میریزد (Parentification)
وقتی والد با کودک درد و دل میکند، ممکن است کودک بهطور ناخودآگاه نقش یک “دوست”، “همسر عاطفی”، یا حتی “والد والدینش” را به عهده بگیرد. این پدیده که به آن “والدسازی” (Parentification) گفته میشود، میتواند رشد روانی کودک را مختل کند و باعث اضطراب، احساس وظیفهی بیش از حد، یا افسردگی در آینده شود.
۳- ناامنی روانی ایجاد میشود
کودک برای رشد سالم نیاز به احساس امنیت دارد. اگر بفهمد پدر یا مادرش ناراحت، ناتوان یا درگیر بحران است، ممکن است دچار احساس بیپناهی شود. این بیثباتی عاطفی ممکن است منجر به اختلالات اضطرابی، وسواس یا حتی پرخاشگری شود.
۴- بار عاطفی زیاد بر دوش کودک قرار میگیرد
کودکان سیستم تنظیم احساسات (Emotion Regulation) بالغی ندارند. وقتی با بار سنگین عاطفی بزرگترها مواجه میشوند، دچار سردرگمی یا آسیبهای عاطفی میشوند که ممکن است تا بزرگسالی ادامه پیدا کند.
⸻
راهحل چیست؟
• همدلی و صحبت در سطح کودکانه: اگر کودک احساس ناراحتی والدین را فهمیده، میتوان با زبانی ساده و بدون جزئیات سنگین به او توضیح داد که “مامان یا بابا کمی ناراحت هست، ولی خودش خوب میتونه از پسش بربیاد.”
• حفظ مرزها: والدین باید به دنبال فضای امنی برای تخلیه هیجانی خودشان باشند (مثل دوست بالغ، مشاور یا رواندرمانگر) نه کودک.
🖊️دکتر زهرا عبدیخان
*کپی با ذکر منبع بلامانع میباشد.
سلام مطلب خوبی است ممنون
از توجه شما سپاسگزارم
مفید بود
عالی بود