چه باوری در این مورد بیشتر کمک میکند تا از دخالت ,کنجکاوی, قضاوت,زورگویی , حسادت , تمسخر,غیبت ,زیرآب زنی,پوز زنی ,ریا و دورویی , طرد کردن,تحمیل نظر و باور ,تحقیر و تکذیب دیگران در امان باشیم؟
اگر می خواهی که که دیگران بر تو اثری نداشته باشند
باید خودت برای خودت ، منشاء اثر باشی
اگر می خواهی که دیگران روی احساسِ تو ، تاثیر نگذارند باید تو نسبت به احساسات خود حساس باشی
دیگران بر تو تاثیر دارند به این دلیل است که آن دیگران را منشا اثر خود دیده اید به این دلیل است که شما تابع شرایط و تابع دیگران و وابسته به دیگران هستی
آن چیزی که باید راهنمای تو باشد
تنها احساسات و عواطف خودت است
تمام موارد بالایی که شما میبینید
مثل زیرآب زنی ، غیبت تمسخر تحقیر تحمیل ریا و حسادت تمام اینها از دیگران سر نمی زند
دقتِ شماست که خالق است
دقت و توجهِ شماست که سازنده می شود
و خودت سازنده یِ آن خصیصه ها هستی
چرا باید افکار و وجود دیگران ، مهمتر از احساس درونی ما باشد ؟
مردم اکثراً در مورد آنچه که می خورند
و می پوشند و می شنوند حساسند ،
در مورد ماشین و رنگ ان و میز و مُبل و چدن و …..
حساسند ، با اینکه آنها ذاتاً بی جان و بی قدرتند
اما در مورد آنچه که می اندیشند حساسیتی به خرج نمی دهند
و نشتی پُشتِ نشتی
دیده ام که مادرانی که نسبت به خود
خیلی حساس اند با یک درد کوچک
ده ها بیمارستان و مطب می روند
با یک درد کوچک چند آزمایشگاه عوض میکنند
و بسیار نسبت به خوردن هایشان کم بودن یا زیاد بودن نمک نسبت به نوشیدنی هایشان بسیار بسیار حساس هستند
علت چیست ؟
اینکه دیگران بر او اثر گذاشته اند
علت تاثیرِ دیگران است
اما وقتی وارد گفته هایشان می شوی سرشار از تفکرات و اندیشههای منفی هستند
شما اگر نسبت به آنچه که در بیرون از شما هست
حساس باشید ولی نسبت به خود حساس نباشید
عاقبت به همان دردها و مرض های بیرونی گرفتار می شوید
بیشتر مردم فکر میکنند همه چیز آنها جسم آنهاست و بسیار بسیار بیشتر از آنکه به روح خود برسند در خدمت جسم خود هستند ، اما فرمانده یِ اصلی ، احساس است
اما همه چیز ما ، روح ماست.
ما موجوداتی از جنس اندیشه و از جنس ارتعاشات هستیم پس به پیش برنده یِ ما ، ارتعاشات است
افکار است و اندیشه ها است.
ذرات در مدار مشخص هستند و غذاها ذرات اند ،
اگر بر اندیشهها مسلط باشیم :
ما به عالیترین شکل خوردن
به عالیترین شکل نوشیدن
و عالیترین شکل شنیدن
و به عالیترین شکل گفتن هدایت می شویم.
ما از تیر رسِ دیگران در امانمی شویم
اغلب مردم در طول روز ساعت ها نسبت به فرم و تیپ و جسم خود حساسیت به خرج می دهند
ساعت ها در خدمت جسم خود هستند
در خدمت رسیدگی به خود هستند
اما دقایقی در خدمت افکار و احساسات خود نیستند.
و اینگونه در دامِ تمرکز به دیگران گرفتار می شوند
سرزمین اصلی زندگی ما افکار و اندیشه های ماست
افکار و اندیشه های ما به هر چیزی و هر جایی و هر انسانی سرک می کشد
افکار و اندیشه های ما نامحدود و بی نهایت است
افکار و اندیشه های ما ، در یک آن میتواند به هر مکان و هر جایگاهی هجرت کند.
بزرگترین ثروت های به دست آمده از بها دادن به اندیشه ها و افکار به دست می آید ، نه از دقت وتمرکز به دیگران ومقایسه ی خود با دیگران .
تمام اینها به این معنا نیست که ما دست از جسم و خوردن نوشیدن و گوش دادن بکشیم
اینها به این معناست که چه بسا انسان هایی که بهترین و عالی ترین غذاها و نوشیدنی ها و بهترین رسیدگی ها را به جسم خود دارند ، اما سرشارند از تودهای از افکار منفی و اندیشههای منفی دارد و بدانیم که نتیجه اصلی زندگی ما در دست باورها و اندیشه های ماست.
این غذاهای تو نیست که همه چیز را کنترل میکند
این افکار و اندیشه های توست که می تواند بر هر چیزی مسلط باشد.
این دیگران را در زندگی خود خط بزن
نسبت به هیچ دیگرانی حساسیت به خرج نده
نسبت به همسرت نسبت به شوهرت
هیچ حساسیتی به خرج نده
با حساسیت نشان دادن نسبت به چیزهای بیرونی هیچ چیزی به دست نخواهید آورد بلکه خود را تخریب و تخریب تر خواهی کرد ، و آنها را حاکم بر خود میکنی
تنها نسبت به احساسات خود حساس باشیم
تنها نسبت به هم راستایی خود حساس باشیم
تنها نسبت به حال و احساس و رفتار درونی خود حساس باشیم تنها نسبت به درون خود حساس باشیم تنها نسبت به افکار و اندیشههای خود حساس باشید تنها نسبت به گفتههای خود حساس باشیم ، تنها نسبت به شنیدههای خود حساس باشیم ، تنها نسبت به باورهایی که هر لحظه در خود میسازیم حساس باشیم.
حاکم و راهنما در درونِ ماست